اخته کردن

اخته کردن یا اخته‌سازی یا کشیدنِ بیضه (به انگلیسی: Castration) به حذف بیضه‌ها در جنس نر موجودات اطلاق می‌گردد. این عمل در حیوانات بیشتر به منظور کاهش میزان شرارت و افزایش فرمان پذیری (بیشتر در تک سمی‌ها) یا افزایش وزن (بیشتر در نشخوارکنندگان) و نهایتاً به منظور جلوگیری از بروز برخی از بیماری‌ها (بیشتر در دامهای کوچک) صورت می‌گیرد.

اخته‌سازی به از بین بردن امکان زاد و ولد از طریق برداشتن دستگاه تولید مثل جاندار گفته می‌شود. اخته کردن در حیوانات برای کنترل جمعیت و نژاد بکار رفته و مانع از تولید مثل آن‌ها به این روش می‌شوند. این روش در گذشته در بسیاری از کشورها برای بهره‌برداری بیشتر از بردگان خصوصاً برای خدمت در اندرونی (حرمسرا) شاه یا برای قطع نسل مخالفان سیاسی مورد استفاه قرار می‌گرفته و به شدت شایع بوده‌است.

اشتباه رایجی بین عموم است که وازکتومی را نیز اخته کردن می‌نامند. اما وازکتومی یکی از روش‌های دائمی پیشگیری از بارداری است و با اخته کردن که در گذشته انجام می‌شد، تفاوت دارد. وازکتومی سبب از بین رفتن میل جنسی، قدرت جنسی و صفات ثانویه جنسی در فرد نمی‌شود.

اخته کردن مردان در گذر زمان

اخته کردن مردان ابتدا از مشرق زمین آغاز گردید. این عمل در میان آشوریان و بابلیان و مصریان معمول بود. یونانیان از شرقيها و رومیان از یونانیها و اروپاییان از رومیها یاد گرفتند. می گویند نخستین بار سمیرامیس ملکه مشهور آشور در سال ۲۰۰۰ قبل از میلاد دستور داد عده ای را اخته کردند. قبلا تصور می شد که اخته شدگان یا به اصطلاح خواجگان پس از اخته شدن فاقد دلیری و مردانگی می شوند ولی عده ای از همین خواجه ها به مقامات بزرگ کشوری و لشکری رسیدند. مثلا نارسیس سردار رومی زمان پوستینیان در قرن ششم میلادی و هرمیاس فرمانروای آتارنيه از ایالات میسیا از افراد اخته شده بودند. کافور آخشید فرمانروای مصر از خواجه هایی است که در تاریخ اسلام بسیار شهرت دارد. در چین و هند و ایران نیز بسیاری از خواجه ها به مقامات بالا رسیدند.

چرا پسران را اخته می کردند؟

پسران را به جهات بسیار اخته می کردند … یکی برای این بود که آزادانه در حرمسرا بمانند و رابط میان زنان و مردان باشند.
نخستین خلیفه ای که در حرمسرای خود خواجه نگاه می داشت یزید بن معاویه بود و خواجه ای به نام فتح در حرمسرای وی زندگی میکرد. پس از آنکه حرمسرا توسعه یافت، شمار خواجه ها هم رو به ازدیاد گذاشت و بازرگانانی که یهودی بودند به اخته کردن بندگان مشغول شدند و بهای گزافی برای آنان تعیین کردند.

کارگاهها و دستگاههای متعددی برای اخته کردن ایجاد شد که مشهورترین آنها مؤسسات وردون در ایالت لورن در فرانسه بود. تجار یهودی با کمال قساوت و بیرحمی کودکان بیگناه را به آن کشتارگاه برده و اخته می کردند.

کودکان بیچاره بیشترشان زیر عمل جراحی با ابزار بسیار ابتدایی و تکنیک بدوی جان می سپردند و عده کمی که پس از عمل زنده می ماندند به اسپانیا برده شده و به قیمت خوب فروخته می شدند.
شاید در دوره خلفای عباسی وضع بردگان بدتر و اسفبارتر از هر دوره دیگری بوده باشد. پس از دوره ی مزبور هم اخته کردن بردگان ادامه یافت. مثلا در ایران شاه عباس اول پادشاه ایران، بسیار علاقه مند بود که غلامان خود را شخصأ اخته کند. به همین جهت او دست به عمل چند غلام بچه زد!
نوشته اند که عمل هایی که او انجام میداد بیشترش موفقیت آمیز بود. شاه سلیمان صفوی هم دو غلام بچه آوازه خوان خود را به دست یک جراح فرانسوی سپرد تا آنها را برای وی اخته کند. جراح مزبور بچه ها را با موفقیت اخته کرد .
گاهی هم کودکان اخته شده را مانند اسب و ظرف و جواهر هدیه می دادند و هر یک از پادشاهان اروپا که به دوستی خلفا علاقه مند بودند برای آنها خواجه می فرستادند. مثلا پادشاه برشلونه (بارسلون) و پادشاه صرکونه در هنگام تجدید صلح بیست خواجه صقلبی و بیست قنطار پوست سمور و غیره به المستنصر خليفة اندلس هدیه دادند. شمار خواجگان در دربار خلفا آنچنان زیاد شد که دسته مخصوصی مانند ممالیک و عبید تشکیل یافت و هرگاه که خلیفه برای بیعت و مانند آن جشن میگرفت دسته های ممالیک و خواجگان را به عنوان تجمل نمایش می دادند.
خرید و فروش صقلبی ها در دوره تمدن اسلامی رواج یافت که بیشتر آنها را از اندلس می آوردند زیرا در آنجا برده بیشتر از جاهای دیگر بود. خراسانیها هم عده زیادی را برده می گرفتند و برای فروش به داخل ممالک اسلامی انتقال می دادند.

در قرن هیجدهم انگلیسیها و آمریکایی ها برده های خود را داغ می کردند تا در موقع لزوم به آسانی شناخته شوند. برای زیاد کردن تعداد بردگان آنان را وادار به ازدواج اجباری میکردند. گاهی پدر و مادر و کودکان خانواده را یکجا جهت فروش حراج می نمودند، اما در صورتی که نفع شان به خطر می افتاد آنها را به طور جداگانه به افراد مختلف می فروختند. در این گونه موارد گریه و زاری مادر برای جدا شدن از فرزند جگرگوشه خود و خواهش و تمنای پدر خانواده برای ماندن در کنار همسرش سودی نمی بخشید.
آمریکاییها در زمانی که ماشینهای پنبه پاک کنی هنوز اختراع نشده بود برده ها را به شدت نیاز داشتند تا از صبح روشن تا پایان شب برای پیشبرد اهداف صنعتی شان کار کنند؛ امر مهم برایشان مقدار پنبه پاک شده در پایان روز بود … نه حفظ حرمت و سلامتی یک خانواده سیاه پوست!
از آنجا که دولتها همیشه حافظ منافع طبقه حاکم هستند، در نظام برده داری نیز دولت و قانون و مذهب در خدمت برده داران بود . برده داران روز به روز مرفه تر و ثروتمند تر می شدند و در عوض بردگان بتدریج ضعیفتر و فقیرتر می گشتند.